يادداشت هاي محمد حسين رنجبران

چهارشنبه ۳۱مردادکه از باکو به تهران برمی گشتیم داخل هواپیما رفتم به سراغ دکتر تا هم به قول خودمان سفارش داداش کامران رو بکنم تا مصاحبه اش سریع تر ردیف بشه وهم خودم برای گزارشی که قرار بود برای خبر ساعت چهارده تهیه کنم یک مصاحبه با دکتر بگیرم .((البته کامران از حدود دوماه پیش نامه نگاریهاش رو با دفتر دکتر انجام داده واز خود اقای احمدی نژاد هم قول گرفته بود اما به قول معروف دست اخراین کار به یک هول دیگه نیاز داشت.))

خستگی تو چهره دکتر موج می زد خودش هم تامن رو دید گفت ..الان خیلی خسته هستم به بچه ها گفتم تا چند روز دیگه برای هر دوی شما وقت مصاحبه بگذارند.

من هم دیگه اصرارنکردم وفقط گفتم ..اقای دکتر هرچه زودتر وقت بدید بهتره چون قراره این مصاحبه ها برای هفته دولت پخش بشه .

یکی دو روز گذشت اما خبری نشد با بچه ها تماس گرفتم ومطلع شدم دکتر خیلی سروحال نیست /بعد از سفر به اردبیل وجمهوری اذربایجان که خیلی سفر فشرده ای هم بود دکتر در همان روز جلسه مشترک دولت با سفرای ایران رو اداره می کنه وبعدش به یک برنامه دیگه میره اما درپایان این برنامه خستگی مفرط بهش اجازه نمی ده در برنامه اخرچارشنبه شب حاضربشه ومجبور میشه استراحت کنه استراحتی که تا عصر جمعه هم طول می کشه .

البته قبلا هم خاطره هایی از همین دست از رییس جمهور دارم که سر این قضیه دوباره برام تداعی شدند ..

قبل از ۲۲ بهمن ۸۴مصاحبه دکتر برای دعوت مردم به راهپیمایی خیلی خوب از اب در نیومده بود برای همین هماهنگ کردم تا مصاحبه دیگری با دکتر در نهاد بگیرم /دقیقا شب ۲۲ بهمن وفکر می کنم جمعه بود که حدود ساعت پنج بعدازظهر وارد ساختمان سفید نهاد شدیم ودکتر ازبالا من رو دید وگفت ..صبرکنید چند دقیقه دیگه میام پایین !

بیش از دوساعت گذشت اما از دکتر خبری نشد واخر سر بچه های دفتر ومحافظ های دکتر به من گفتند ..دوباره فشار کار دکتر رو مجبور کرده بخوابه ونباید تا چند ساعت هم تکان بخوره اخه تو این چند روز پشت سرهم کار کرده وفقط نزدیک صبح خونه رفته.

بنده خدا عذر خواهی هم کردوحتی به بچه ها گفته بود..به رنجبران بگید بیاد بالا وضع مارو ببینه ویک وقت خیال نکنه خواستیم  از زیر مصاحبه در بریم  تازه اگه تونست تو این حال هم مصاحبه بگیره بگیره !

البته من دیگه بالا نرفتم ودست خالی برگشتم سازمان ...

یک بار هم توی سفراستانی به اذربایجان شرقی در یکی از شهرستانها توقف ما زیاد شد که فهمیدیم دوباره دکتر مجبور به استراحت اجباری شده البته این استراحت خیلی کم طول کشید .

من خودم یکبار در همین وبلاگ خطاب به دکتر نوشتم که حداقل باید برای بالا بردن کیفیت کار استراحت رو به صورت جدی در برنامه هاش قرار بده اما اگر شاید ما هم جای او بودیم وهمه جای ایران رو با همه کمبود ها / کاستی ها ونیازهاش می دیدیم واز همه مهمتر مردم با معرفت این مرزوبوم رو یکسره جلوی چشممون داشتیم یک لحظه هم به خودمون اجازه استراحت نمی دادیم ...

بالاخره شنبه بهم خبر دادند که دکتر دوشنبه ۵/۱۰ صبح به کامران ومن وقت داده /واقعا خیلی لطف کرد دو وقت مجزا برای دو خبرنگار.

سئوالات کامران خیلی دقیق وبه اصطلاح خودمان تیز بود ودکتر هم به اونها باسعه صدری خاص جواب داد سئوالات من هم معمولی وبه قول خودمان خانوادگی خبر ۱۴ بود ودکتر هم با لطافتی خاص به اونها جواب داد در مجموع گزارش کامران رو خیلی بیشتر پسندیدم چون سئوالات صریح مردم در اون مطرح شد ودکتر هم پاسخ داد.

در مصاحبه خودم نکات متنی وحاشیه ای هست که چند روز دیگه می نویسم .

راستی علت تاخیر در نوشتنم هم فشار شدید کاری در هفته دولت بود بعدش هم حتما باید به قولی که به حاج اقارنجبران(( پدرم)) داده بودم عمل می کردم وبه دیارمان یعنی طالقان سری می زدم البته چون خیلی خسته بودم نتونستم هیچ کمکی در کشاورزی بهش بکنم انشاالله که می بخشه .   

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/09ساعت 20:4  توسط محمدحسين رنجبران  |